تبليغاتX
خرد تشنه

جمعه بیست و ششم اسفند 1390

یا ضار و یا نافع... (در محضر سوره مبارکه حج)

يَدْعُواْ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُ وَ مَا لَا يَنفَعُهُ  ذَالِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيد      آیه 12 سوره مبارکه حج

یکی از مراحل مهم حج، قربانی کردن است. حاجی پس از تقصیر، باید قربانی خود را به بهترین نحو، تقدیم درگاه الهی بکند. باخلوص نیت و با تمام آنچه که در توان دارد.

قربانی، گوسفند باشد یا شتر؟ گوسفند فربه باشد یا گوسفند لاغر؟ گران قیمت باشد یا ارزان؟

مرحله ای از امتحان حاجی، همین جاست. با انتخاب نوع قربانی توسط حاجی، رویکرد او به مقوله نفع و ضرر در زندگی مشخص می شود. اگر نفع و ضرر را بر اساس مادیات تعریف کند، سعی می کند قربانی ارزانتری داشته باشد، حالتی شبیه به قربانی قابیل!
و اگر نفع و ضرر را براساس مبنایی فراتر از مادیات تعریف کند، نوع قربانی و حالتی که در قربانی کردن دارد متفاوت می شود، حالتی شبیه به قربانی هابیل!

بنابراین بحث موضع گیری انسان، نسبت به نفع و ضررش، بحث بسیار مهمی است که بخش مهمی از مختصات بندگی او را رقم می زند.

سوره مبارکه حج، نفع و ضرر حقیقی انسان را برای او روشن می سازد و مسیرهای رسیدن به نفع و دوری از ضرر را به وضوح معرفی می کند. آنکه به پروردگار خویش، لبیک می گوید و در صراط حرکت می کند، هر اقدامی که می کند برایش نفع است و آنکه غایتی مادی گرایانه و دنیا طلبانه دارد، هر حرکتی که می کند به سمت هلاکت و ضرر پیش می رود.

وَ كَذَالِكَ أَنزَلْنَاهُ ءَايَاتِ  بَيِّنَاتٍ وَ أَنَّ اللَّهَ يهَْدِى مَن يُرِيد « آیه 16»

تنها راه، جهت انتخاب معیار صحیح برای نفع و ضرر، رجوع مؤمنانه به کتاب و آیات است.  هر کسی باید رویکرد خویش نسبت به نفع و ضرر را به کتاب و آیات عرضه کند و نکته مهم تر آنکه باید آیات کتاب را طوری قرائت کرد که نفع و ضررهای زندگی را از آن استخراج کرد.

پروردگارا! به ما قلبی خاشع عنایت فرما که نفع و ضرر را تنها از ذات اقدس تو ببینیم و برای هیچ کس و هیچ چیزی، جز تو وجود یگانه، شأنیت اثر و نفع و ضرر، قائل نباشیم. لبیک، اللهم لبیک! لبیک لاشریک لک لبیک!

اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 9:33 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

حاجی، احرام دگر بند.... (در محضر سوره مبارکه حج)

آنکه راهی سفر حج می­شود، تمام سختی­ها و بلاهای این راه را به جان می­خرد، تا ساحت بندگی را با تمام وجودش درک کند، تا احرام ببندد، تا بتواند وارد حرم امن الهی گردد.... آنکه وارد حرم امن الهی می­گردد، مَحرم خواهد شد.

سوره مبارکه حج، سوره مُحرم شدن است. سوره ای است که با رعایت اصول آن، می­توان تمام عرصه حیات را حرم امن الهی گردانید.

بنده­ ای که عاشق اوست نه فقط در سفر حج، بلکه در تک تک لحظات عمرش، با عقل و خرد خویش، احرام می­بندد و لبیک گویان عمری را در طواف ولایت حق و در سعی مخلصانه برای رسیدن به او، نفس نفس می­ زند؛ تا آنکه قلبش می­ شود حرم امن الهی... که عرش خدای رحمان، در زمین و زمان نمی­ گنجد... که قلب مؤمن، عرش خدای رحمان است.

«وَ مِنَ النَّاسِ مَن يجَُدِلُ فىِ اللَّهِ بِغَيرِْ عِلْمٍ وَ لَا هُدًى وَ لَا كِتَابٍ مُّنِير» آیه 8 سوره مبارکه حج.

در این آیه کریمه، سه راه مهم برای رسیدن به حریم امن الهی در صحنه حیات، معرفی شده است.

1) علم: به معنای باورهای یقینی و ادراکات صحیح است. آنکه در حیاتش، خود را از علم محروم ­کند، دچار ظن می­گردد.

2) هدایت: به معنای دلالت به حق و تبعیت از آن است. آنکه خود را در معرض هدایت الهی قرار ندهد، دچار ضلالت می­گردد.

3) کتاب: به معنای نقشه راه و قوانین ثابت است. آنکه وجود کتاب را در زندگی نادیده ­گیرد، دچار بی­ قانونی و تبعات ناشی از آن می­ شود. بنابراین ظن، ضلالت و بی­قانونی بی­راهه­ هایی هستند که به مجادله با خدای تعالی ختم می­ شوند. به عبارت دیگر، هرکه در سه حوزه علم، هدایت و کتاب، مخدوش عمل کند، دچار مجادله با خدای تعالی می­ شود و آنکه با خداوند مجادله­ کند، تحت ولایت شیطان خواهد بود.

پس طواف اول در این سوره، طواف به دور چهار رکن تقوا، علم، هدایت و کتاب است...

قلب­ها را سپیدپوش کنیم؛ لبیک، اللهم لبیک...

 

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 7:6 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

چیستی نفاق، پیش گیری و درمان آن

إِنَّ المُْنَافِقِينَ فىِ الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَن تجَِدَ لَهُمْ نَصِيرًا(145)

إِلَّا الَّذِينَ تَابُواْ وَ أَصْلَحُواْ وَ اعْتَصَمُواْ بِاللَّهِ وَ أَخْلَصُواْ دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُوْلَئكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ  وَ سَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا(146)             سوره مبارکه نساء

یکی از بزرگترین خطراتی که جامعه­ ی اسلامی با آن روبروست، خطر نفاق است. ماهیت نفاق، پنهانی و نامحسوس است و در صورت عدم تدبیر مناسب برای مقابله با آن،امکان آلودگی جامعه به آن، بسیار بالاست.

قدم اول برای مقابله با نفاق، پرهیز از شباهت و یکسانی با منافقین در اعمال و بروزهای عینی است. انسان باید مراقب باشد تحت هیچ شرایطی با منافقان هم افق نشود و خواسته و ناخواسته، حرفها و شعارهای آنان را تکرار نکند و بلندگوی منافقین در جامعه نشود.

علت اصلی به وجود آمدن نفاق در وجود فرد و جامعه، جهل و منفعت طلبی است. جهل و منفعت طلبی، دو آفت بزرگ عقل هستند. درمان جهل، علم است و درمان منفعت طلبی، رعایت تقوایی همه جانبه است. بنابراین گسترش علم در جامعه و از روی علم سخن گفتن و تحلیل کردن، همراه با رعایت تقوای الهی، نفاق را در نطفه خفه می­کند.

و اما راه های خروج یک جامعه و افراد آن از ظلمات نفاق، توبه  و اصلاح خویشتن و اعتصام به ذات اقدس حق تعالی و خلوص در دین برای اوست. با انجام این دستورات و طی این مراحل، هم آنانی که در آیه پیش، جایگاهشان در پست­ ترین طبقات آتش، معرفی شده بود، استحقاق معیت و همراهی با مؤمنین را پیدا می­ کنند.

پروردگارا! به حق آیات نورانی سوره مبارکه نساء، بر محمد و آل محمد، درود بی­کران بفرست و نفاق را از جوامع اسلامی ما ریشه کن بفرما و و در دینمان بصیرت، در قلبمان یقین، و در اعمالمان اخلاص قرار ده! آمین یارب العالمین.
برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 7:1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

توطئه های شیطان، از اعتقاد تا عمل!

إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَ إِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَنًا مَّرِيدًا(117) لَّعَنَهُ اللَّهُ  وَ قَالَ لَأَتخَِّذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا(118)

خداوند متعال در آیات 116 تا 121 سوره مبارکه نساء، ، برخی از توطئه­ های شیطان در زندگی انسان­ را بیان کرده است. شیطان، اولین نفسی بود که با عملش، موجب قطع جریان رحمت الهی از خویش شد و لعنت خداوند که در این آیه نصیب شیطان شده است، در واقع اشاره به همین قطع رحمت الهی از اوست. لعنت، یعنی قطع جریان رحمت از بنده. شیطان از راه­ های مختلف سعی می­ کند با تغییر در ساختارهای فطری زندگی بشری، موجب قطع جریان رحمت الهی در حیات انسان شود و به این صورت، عاقبت انسان را همانند عاقبت  شیطانی خویش کند که همانا لعنت الهی است. اولین موضوعی که سبب می­ شود، جریان رحمت الهی از زندگی انسان قطع شود، شرک ورزی است که در آیه­ ی 116 به آن اشاره شده است. در یک جمله می­ توان گفت قائل شدن شأنیت رحمت برای غیر از خداوند متعال، شرک است. بنده باید در هر لحظه زندگی متذکر باشد که تمامی نعمت ها و امکاناتی که در زندگی داراست، جلوه­ ای از رحمت حق است و احدی غیر از ذات یکتای پروردگار، در رساندن این نعمت­ ها به او تأثیری ندارد و همه، واسطه ­ی ذات اقدس او هستند. بنابراین شیطان از حیث اعتقادی، توحید افراد را نشانه می­ گیرد و سعی می ­کند با القائاتش او را آلوده ­ی به شرک کند و اما از حیث رفتاری و عملی، برای اکل و خوراک انسان توطئه می­ کند که این موضوع به صورت تفصیلی­ تر در آیات ابتدایی سوره آمده است. وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لاََمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ ءَاذَانَ الْأَنْعَامِ وَ لاََمُرَنهَُّمْ فَلَيُغَيرُِّنَّ خَلْقَ اللَّهِ  وَ مَن يَتَّخِذِ الشَّيْطَنَ وَلِيًّا مِّن دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُّبِينًا (آیه 119)

القای ضلالت و گمراهی، آرزوهای بلند همراه با هواهای نفسانی، حلال شمردن حرام و حرام کردن حلال و تغییر ساختار فطری انسان، از نقشه­ های شیطان برای به انحراف کشاندن انسان است.

خداوند متعال در آیه 125 این سوره مبارکه، راه رهایی از توطئه­­ های شیطان را نشان می دهد. تسلیم بودن در مقابل وجه الله و رفتار خردمندانه و محسن بودن و در یک کلام ابراهیمی زیستن راه اتصال به او و رهایی از توطئه های شیطان است.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:58 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

حسادت، خصلتی از یهودیت

أَمْ يحَْسُدُونَ النَّاسَ عَلىَ‏ مَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ  فَقَدْ ءَاتَيْنَا ءَالَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَ الحِْكْمَةَ وَ ءَاتَيْنَاهُم مُّلْكا عَظِيمًا

آیه 54 سوره مبارکه نساء

یکی از امراض خطرناک اجتماعی که سوره نساء آن را شناسایی و آسیب های آن را گوشزد کرده است حسدورزی است. حسدورزی یک رفتار سیستماتیک است که از آرزوی از بین رفتن نعمت از صاحب نعمت که استحقاق آن را دارد آغاز می­ شود و در مراحل پیشرفته ­تر افزون بر آرزو، سعی در نابود کردن نعمت را نیز با خود به همراه دارد و حتی اشتعال حسد گاهی به آرزوی زوال صاحب نعمت نیز ختم می­ شود.

در این آیه­ ی مبارکه حسدورزی به عنوان یکی از رذایل اخلاقی یهودیان، معرفی شده است. فرد و جامعه ­ای که در ساختار وجودی­ اش حسد تولید می­ شود، ناآگاهانه هم­جهت و هم­سو با ساختار یهودیت عمل می­ کند. بنی­ اسرائیل چون به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و پیروان آن حضرت حسد می­ ورزند، افزون بر آنکه در اندرون دل خویش آرزوی زوال نعمت هدایت را از مسلمانان دارند، در عمل نیز می­ کوشند که نعمت هدایت را از مسلمانان بگیرند و آنان را به کفر بکشانند.

بنابراین دور از ذهن نیست اگر بگوییم مبارزه با حسدورزی در بستر خانواده، مبارزه با گسترش سیستم یهودیت است. از آنجا که مصداق کامل نعمت را حضرت ختمی نبوت و اهل بیت او دارند و بیشترین حسدورزی به آن ذوات مقدس است یکی از مؤثرترین درمانهای حسد، بلکه تنها درمان قطعی آن، صلوات بر محمد و آل محمد و توجه به حقیقت صلوات است. ذکر صلوات اقرار به این حقیقت والاست که وجودهایی مقدس در این عالم هستند که از همه کس برای داشتن نعمت ها، شایسته­ تر هستند و صلوات دعا برای رفعت مقام آنان است. بنابراین حسد تنها و تنها با عنایت و توجه به اهل بیت از انسان برطرف می­شود.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:58 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

امید، سرمایه منحصر به فرد موحدین

وَ لَا تَهِنُواْ فىِ ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ  إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ  وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ  وَ كاَنَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا                     آیه 104 سوره مبارکه نساء

در میدان نبرد حق با باطل، گاهی اوقات، موقعیت هایی پیش می آید که دو طرف مبارزه، از لحاظ شرایط جنگی، کمبود امکانات و وسایل، آسیب­ های جانی و مالی و روانی، شرایطی به ظاهر مشابه و یکسان دارند.

هم لشکر حق تلفات دارد، هم لشکر باطل. هم جامعه توحیدی مشکلات اقتصادی دارد، هم جامعه مشرک. هم مجاهدین در راه خدا، درد تحمل می کنند و هم معاندینی که در راه طاغوت مبارزه می کنند.

خداوند در این آیه مبارکه، جهت توجه نفسانی افراد را از ظاهر ماجرا به لایه های درونی تر و حقیقی تر، تغییر داده و می فرماید شما به لطف و امید پروردگارتان امیدوارید و این سرمایه ای است که کفار از آن محروم هستند.

در واقع مهمترین تفاوت میان مبارزین در دو سپاه حق و باطل، همین امید و رجا به پروردگار است. امید به لطف و عنایت پروردگار، سلاحی قدرتمند و ارزشمند است که تنها در تسلیحات نظامی مبارزین در راه حق، یافت می شود و سپاه کفر با همه تجهیزات و امکانات مادی که برای خود فراهم کرده باشد، باز هم از آن محروم است.

امید و رجا به پروردگار، دردهای فردی و اجتماعی را شیرین می­ کند و به آنها غایتی مقدس می­ بخشد. اگر جامعه را به مثابه یک رحم درنظر بگیریم، امید به لطف الهی همچون بندنافی است که سبب جریان و ادامه حیات در جنین (مردم آن جامعه) می شود. هر چه این امید، حقیقی­ تر و عمیق­ تر باشد، حیات جاری در جامعه نیز حقیقی­ تر خواهد بود.

از خوشبختی­ های بزرگ جامعه­ ای که ما در آن زندگی می­ کنیم این است که امید به ظهور و قیام حضرت مهدی، در آن جاری است و مؤمنین این جامعه، با گفتار و سلوک و رفتار خود شعار اِنَّهُم یَرَونَهُ بَعیدا و نَراهُ قَریبا را سر می­ دهند و الحمدالله رب العالمین

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:57 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

ترسی که زمین گیر می کند!

أَ لَمْ تَرَ إِلىَ الَّذِينَ قِيلَ لهَُمْ كُفُّواْ أَيْدِيَكُمْ وَ أَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيهِْمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِّنهُْمْ يخَْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً  وَ قَالُواْ رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْ لَا أَخَّرْتَنَا إِلىَ أَجَلٍ قَرِيبٍ  قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَ الاَْخِرَةُ خَيرٌْ لِّمَنِ اتَّقَى‏ وَ لَا تُظْلَمُونَ فَتِيلا.           آیه 77 سوره مبارکه نساء

در آیه فوق، نکات تدبری فراوانی وجود دارد. یکی از قابل­ توجه­ ترین نکات تدبری آن، این است که هنگامی که حکم قتال در جامعه صادر می­ شود، گروهی از مردم، آن را مساوی مرگ می­ گیرند. درحالی که میان حکم جهاد و مرگ، فاصله ای وجود دارد و هر جهادی لزوماً به مرگ، ختم نمی­ شود.

درواقع، این آیه از یکی از خصوصیات ترس، پرده برمی دارد. ترس، حالتی در فرد ایجاد می­ کند که او رخداد را واقع­ شده و محتوم، فرض می­ کند. یعنی اگر برای مثال، از احتمالات جهاد، مرگ و شهادت است، فردی که دچار ترس نسبت به جهاد است، به جای این که مرگ را از احتمالات جهاد بداند، جهاد را مساوی مرگ می­ پندارد.

عموماً همه مشکلاتی که ما درگیرشان هستیم، دو لایه دارند: یکی خود مشکل است و دیگری توهم و ترس از تبعات آن مشکل است. بیشتر اوقات، توهم و ترس از مشکلات، سبب می­ شود که از بررسی خود مشکل به طرز درست و واقع­ بینانه محروم شویم.

در این آیه، اشاره می­ شود که گروهی چنان از مردم می­ ترسند که از خدا می­ ترسند و حتی شاید بیشتر!

القای ترس، یکی از ابزارهای شیطان برای زمین­ گیر کردن بنده­ های خداست.« الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ  وَ اللَّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَ فَضْلًا  وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيم».شاید درمان ترس های بزرگ زندگی این باشد که ترس و خشیت نسبت به پروردگار را تقویت کنیم و به یاد بیاوریم که تا او نخواهد، هیچ اتفاقی رخ نمی­ دهد و مدام به خودمان یادآوری کنیم که دنیا، حقیر و کوچک است و آنچه که باقی و ماندگار است، آخرت است و الحمدلله رب العالمین.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:56 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

چگونه به والدین خویش، احسان کنیم.

« وَ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ لَا تُشرِْكُواْ بِهِ شَيًْا  وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَنًا وَ بِذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْيَتَامَى‏ وَ الْمَسَاكِينِ وَ الجَْارِ ذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الجَْارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنبِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ  إِنَّ اللَّهَ لَا يحُِبُّ مَن كَانَ مخُْتَالًا فَخُورًا» آیه 36 
سوره مبارکه نساء

 چگونگی احسان به والدین، وظیفه ای است که هر فردی با توجه به موقعیت و شرایط خود و والدینش باید آن را تشخیص دهد و به آن عمل کند. بدیهی است که احسان به والدین، با توجه به شرایط سنی و موقعیت جسمی و روحی و وضعیت فردی و اجتماعی آنان، مصادیق متفاوتی پیدا می کند. شناخت موقعیت و شرایط و حتی نیاز والدین، از مقدمات و لوازم احسان به آنان است؛ چنانکه گفته اند یکی از مصادیق احسان به والدین، شناخت نیاز آنان و رفع آن است، قبل از آن که والدین آن را به زبان آورند و به فرزند خود منتقل کنند.

شاید از مهم­ترین مصادیق احسان به والدین این باشد که هر فرزندی برای والدین خویش، باقیات الصالحات باشد. خداوند در آیه 46 سوره مبارکه کهف می­فرماید:« الْمَالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا  وَ الْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيرٌْ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَ خَيرٌْ أَمَلا»

مصادیق احسان به والدین، بسیار متعدد است. آنچه که در این مورد، باید لحاظ شود این است که احسان به والدین یعنی جبران قصور و تقصیر والدین و پر کردن خلاء های مختلفی که در اعمال آنهاست.

بنابراین با این تعریف، مؤمن هر قدمی که برای پر کردن خلاء­های معرفتی و تربیتی و رسیدن به رشد و تعالی خودش، بر می دارد، در جهت احسان به والدین بوده و این، بسیار زیبا و حرکت آفرین است و الحمدلله رب العالمین.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:51 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

سلام، حیات بخش یک جامعه

«وَ إِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنهَْا أَوْ رُدُّوهَا  إِنَّ اللَّهَ كاَنَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ حَسِيبًا» آیه 86 سوره مبارکه نساء
بحث آیات نورانی سوره مبارکه نساء، در سه لایه انسان و جامعه و هستی، قابل بررسی است. یکی از اعجازهای این سوره مبارکه، ارائه شاخصهای دقیق و حقیقی برای سنجش سلامت و رشد جامعه است.
از قابل توجه­ ترین شاخص های اجتماعی که در این سوره ارائه شده است، نحوه سلام کردن و پاسخ دادن به سلام است. موضوعی که غالباً در روابط اجتماعی و تعاملات میان افراد، از نظر عموم جامعه، مغفول می­­ ماند. در این آیه مبارکه، از واژه تحیت، استفاده شده است. تحیت که در آن از خداوند برای مخاطب یا مخاطبان درخواست حیات می­شود، اعم از سلام است. نحوه سلام کردن و پاسخ دادن به سلام، می­ تواند یکی از شاخص های سنجش جامعه خودخواه یا جامعه خداخواه باشد. افراد یک جامعه خودخواه، دربرابر سلام کردن، تکبر می­ ورزند و جواب سلام را اگر هم بدهند، به سختی و بااکراه می­ دهند. اما افراد در یک جامعه خداخواه، سعی می­ کنند در هر سلامی، با نیت رسیدن به قرب الهی، بهترین­ ها را از خداوند برای شخص یا گروه مقابلش خواستار شوند. سلام در چنین جامعه ­ای، سلامی حیات بخش و زنده کننده است که سلام دهنده ضمن درخواست حیات، سلامت مخاطبین را از خداوند خواستار است. ابراز و افشای چنین سلامی در جامعه، بستر را برای امنیت و  نزول رزقی پاک فراهم می­ کند. می­ توان در هر سلام، والاترین و عمیق­ ترین نیت­ها را داشت و این گونه بستر را برای تعالی فرد و جامعه، آماده کرد. می­ توان برای اصلاح جامعه، از اصلاح کیفیت سلام کردن و پاسخ دادن به سلام آغاز کرد. چه قدر زیباست که می­ توان با هر سلام کردنی، فرد و جامعه را به محبوب خود نزدیک­تر کرد و الحمدلله رب العالمین.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:50 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

سبک زندگی توحیدی در سوره نساء با نگاهی به آیه 76

«الَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقَاتِلُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ  وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فىِ سَبِيلِ الطَّغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ  إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كاَنَ ضَعِيفًا» آیه 76

شاید برای بسیاری از کسانی که سوره مبارکه نساء را مطالعه کرده باشند، این سؤال مطرح شده باشد که چرا در سوره­ای که درمورد مباحث خانواده و روابط زوجین در خانواده است، بحث جهاد و قتال، مطرح شده است. این سؤال، یک پاسخ ابتدایی دارد که قبلاً نیز به آن پرداخته شده است. آیات این سوره، در سه لایه­ ی انسان و جامعه و هستی، حکم و باید و نباید دارد و طبعاً جهاد و قتال نیز از باید و نبایدهای این سوره در حوزه جامعه است. اما در نگاهی دقیق­ تر، می­ توان گفت واژه­ ی قتال در این آیه، به معنای اثبات نوعی حیات و نفی حیاتی دیگر است. کسانی که ایمان آورده­ اند، در راه الله قتال می­ کنند؛ یعنی همه شئونات زندگیشان، در راه اثبات حیات توحیدی و نفی حیات کفرآمیز و شرک­ آلود است؛ و کسانی که کفر می ورزند نیز در راه طاغوت قتال می کنند؛ یعنی همه شئونات زندگیشان را در راه ثبات بخشیدن به حیات مشوش و متفرق و کافرانه طاغوت و به زعم خودشان! قطع حیات اسلامی جهت می دهند. بنابراین طبق دستور صریح این آیه، مهم­ترین اقدام یک مؤمن در بستر چنین سبک زندگی، قتال با اولیاء شیطان است. اولیاء شیطان، کسانی هستند که آگاهانه با پشت کردن به احکام الهی و منبع وحی، حکم صادر می­ کنند و بایدها و نبایدها را تعیین می­ کنند. وظیفه مؤمنین در این شرایط، اثبات و جاری ساختن حیات توحیدی در همه بسترهای موجود در جامعه و قطع رگ های حیاتی طاغوت به هر نحوی و در همه عرصه های موجود در جامعه است. بنابراین قتال در راه الله، نه تنها وظیفه­ ای مقطعی و در بستر میدان جنگ، بلکه سبک زندگی ای ست توحیدی که در همه بسترهای جامعه لازم الاجرا است. و الحمدلله رب العالمین

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:49 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

قیام، محوری ترین وظیفه مردان در یک جامعه توحیدی

 الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلىَ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلىَ‏ بَعْض.... خداوند در آیه 34 سوره مبارکه نساء، نقش مردان در یک خانواده توحیدی را به روشنی بیان کرده است. در قرآن و روایات، نقش آفرینی مرد با واژه رجل، تبیین شده است.در مفهوم رجل، کار و فعالیت و به­ کارگیری امکانات و در نهایت حرکت و سیر، لحاظ شده است. بنابر نظر این آیه، یکی از نقش­ های کلیدی رجال این است که « قوّام» زنان باشند؛ به این معنا که با کار و فعالیت، لوازم رشد معنوی و مادی زن را در خانواده و جامعه فراهم سازند. با بروز سعی و حرکت خردمندانه مرد در زندگی اجتماعی، ثروت و سرمایه تولید شده و با تأمین رزق و روزی حلال، زمینه برای رشد معنوی خانواده و جامعه فراهم می­ شود. بنابراین جامعه­ ای که در آن مرد، نقش خود را به درستی ایفا نکند، جامعه­ ای بدون تولید و دارای رزقی آلوده و مدیریت پرفساد و ظالمانه­ ای خواهدبود. می­ توان تمام وظایف و نقشی را که مرد در زندگی خانوادگی و اجتماعی دارد در یک کلمه، جمع کرد:«قیام».

حیات هر فردی در سه ساحت کلی، جریان دارد: 1) ساحت فردی 2) ساحت خانوادگی 3) ساحت جامعه

یک مرد مؤمن مسلمان، مردی است که در همه این ساحت­ها، قیام داشته باشد.

در ساحت فردی، قیام یعنی عمل به وظایف و عبادات فردی همچون اقامه نماز.

در ساحت خانوادگی، قیام یعنی قوام بخشی به خانواده و تکیه گاه بودن برای اعضای خانواده درجهت رساندن آنان به  کمال.

در ساحت جامعه، قیام یعنی اقامه قسط در بستر اجتماع.

جامعه ­ای که مردان آن، اهل قیام باشند، جامعه­ ای است الهی که در عمل، انتظار و آمادگی خود را برای ظهور قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم اعلام می­ نماید. به امید آنکه با همت زنان و مردان مؤمن، جامعه ما، جامعه ­ای درحال قیام، برای رسیدن به جامعه­ ی ایده­ آل قائم آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم باشد.
برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:24 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

نقش زن، در یک خانواده توحیدی

در شماره پیش، خانواده به عنوان یک رحم معرفی شد که بستر را برای رشد و کمال افراد در درون خود، آماده می سازد.

برای بررسی بهتر کارکرد خانواده در نظام توحیدی، می­ توان سه مؤلفه­ ی اصلی را در ساختار خانواده، مورد مطالعه قرار داد.

1) نقش­ها در خانواده: مهم­ترین و مبنایی­ ترین نقش ها در خانواده، نقش زن و مرد است که سایر نقش ها از تعامل و ارتباط این دو نقش با هم شکل می­ گیرند.

2)روابط نقش ­ها در خانواده: مهم­ترین رابطه در خانواده، رابطه­ ی زوجیت است که سایر روابط، حول این رابطه، برقرار می شوند.

3) بستر روابط خانوادگی: مرکزی­ ترین و حیاتی­ ترین بستر خانوادگی که در قرآن معرفی شده­ است، بیت

می­ باشد.

آیه­ ی 34 سوره مبارکه نساء، به زیبایی، بخش مهمی از نقش زن و مرد در خانواده را توضیح می­ دهد.

در این آیه کریمه، سه ویژگی مهم برای زنان، مورد تأکید است.

الف- صالح بودن

ب-  قنوت( قانت بودن) که به معنای خضوع و اطاعت است؛

ج- حافظ غیب بودن ؛ این دو ویژگی آخر، در حیثیت ظاهر به ولایت­ پذیری زن نسبت به مرد و در حقیقت به ارتباط او با غیب و دریافت­ های ملکوتی مربوط می­ شود. این ارتباط، صرفاً با اطاعت و عبادت الهی به دست می­ آید. در واقع، زنانی که ویژگی بارز آنان، اطاعت و عبادت الهی است، استعدادی ویژه برای ارتباط با غیب و دریافت­ های ملکوتی، پیدا می­ کنند. نقشی را که یک بانوی موحد در خانواده­ ای توحیدی دارد، می­ توان به پرواز یک دیده ­بان، تشبیه کرد. دیده ­بانی که در اوج پرواز می کند؛ قله ها را می بیند؛ راه ها را می سنجد. فرود می آید و هر آنچه را دیده است، به عنوان نقشه­ ی فتح الفتوح قله، به همسرش می رساند؛ این فرایند، یعنی صالح بودن زن در خانواده.

طبیعی است که بانویی با این ویژگی­ها، به طریق اولی، در ولایت­ پذیری نسبت به همسرش و حفظ حقوق و اسرار او در غیابش، فرد باتقوایی است.
برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:22 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

نقش فضل در حیات جامعه

وَ لَا تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلىَ‏ بَعْضٍ  لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِّمَّا اكْتَسَبُواْ  وَ لِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ ممَِّّا اكْتَسَبنْ‏َ  وَ سَْلُواْ اللَّهَ مِن فَضْلِهِ  إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِيمًا

نسبت به آنچه شما نداريد و خدا به ديگران مرحمت فرموده تمنا مكنيد،- و نگوييد اى كاش من نيز مثل فلان شخص فلان نعمت را مى‏داشتم،- زيرا اين خدا است كه- به مقتضاى حكمتش- بعضى را بر بعضى برترى داده، هر كسى چه مرد و چه زن بهرمنديش از كار و كسبى است كه دارد،- اگر درخواستى داريد از خدا بخواهيد، فضل او را بخواهيد، كه او به همه چيز دانا است.( آیه 32 سوره مبارکه نساء)

اولین نکته مورد توجه در این آیه شریفه، معنای فضل است. فضل به معنای توانمندیهایی است که به فرد داده می شود، و در عوض آن توانمندیها، فرد مسئولیت پیدا می­ کند. آنچه که در این آیه نهی شده است، آرزوی توانمندی هایی است که فرد در دیگران می­ بیند و این توانمندی ها، عموماً اکتسابی هستند.

فضل از مصادیق نعمت می باشد و نعمت ها یا اکتسابی هستند یا غیراکتسابی. توجه بیش از حد به توانمندی های سایر افراد و تمنای آنها، باعث می­ شود فرد از توانمندی های درونی خود غافل شود و درنتیجه آنها را هرگز به بروز و ظهور نرساند و این به منزله کفران نعمت می باشد.

واژه اکتسابی (ممااکتسبوا) که در این آیه آمده است، نشان دهنده جایگاه­ های ویژه اجتماعی است، بدین ترتیب آنچه که در این آیه نهی شده است، تمنای توانمندی های اجتماعی است که به دنبال خود، شأن و جایگاه خاصی را در جامعه ایجاد می کنند. بنابراین فردی که به دنبال شأن اجتماعی ویژه در جامعه است، بدون توجه به نقش خود و غایتی که برای این نقش در جامعه توحیدی در نظر گرفته شده است، تمام تلاش خود را برای رسیدن به این توانمندی های اجتماعی می­ کند، و چه بسا این تلاش او آثار مخربی در جامعه داشته باشد که غفلت از توانمندی های درونیش یکی از این آثار است.

عرصه فعالیت­های زن و مرد در جامعه، محل معارضه فضیلت­های اکتسابی است. تنها در صورتی این معارضه، برای  حیات جامعه خطرساز نیست که اولاً نه زنان تمنای فضیلت­ها و توانمندیهای مردان در جامعه را داشته باشند و نه مردان تمنای جایگاههای زنانه را!

دوم آنکه هم مردان و هم زنان، نقش خود و غایت آن را در جامعه توحیدی بشناسند و در مسیر آن حرکت کنند.

سوم آن که هر فردی برای فعالیتهای اجتماعی به توانمندی های درونی خود توجه کند و سعی کند آنها را به زیبایی به بروز برساند.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:21 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

آشتی با رسول

در نوشته­ ی پیشین، بحث از آیات الاحکام سوره نساء شد و اینکه این آیات، می­ توانند فرصت­های طلایی برای رشد و شکوفایی هر انسان و جامعه­­ ای را فراهم کنند. در این نوشته، عزم آن است که برخی از راه های استفاده از این آیات نورانی که در بیان استاد ، به آنها اشاره شده، بیان شود.

الف) این سوره، به گونه­ ای جامعه­ شناسی ارسال رسول است. یعنی با بررسی آیات آن و به خصوص، آیات احکام آن، می­ توان با شرایط اجتماعی جامعه حضرت رسول آشنا شد و فضا و بستری را که رسول در آن به رسالت برگزیده شده، ملموس ­تر بررسی کرد.

ب) از آنجا که این سوره، بسیاری از احکام را در جزئی­ ترین حالات ممکن، توضیح داده است، می­ توان گفت این سوره، به اصطلاح استاد، از کف­ترین سوره­ های قرآن است. یعنی برای هر انسانی با هر سطحی، نسخه ویژه­ای دارد و برای توده­ های مختلف مردم است و در حقیقت، مستضعف بالابر است، به این معنا که عوامل استضعاف را در فرد، خانواده و جامعه از بین می­ برد. اهتمام این سوره در این راستا، به میزانی است که انسان را شگفت­ زده می­ کند، شگفتی از جنس شگفتی میزان عمق نفوذ نور در اعماق ظلمات!

ج) با بررسی دقیق آیات احکام در این سوره، می­ توان ارتباط میان حکم، بستر اجرای حکم و روابط موجود در هر جامعه را بررسی کرد و به قوانین ثابت و متغیر فراوانی دست یافت. هرچند، تبیین این موضوع، مجال بیشتری می­ طلبد ولی می­ توان به طور خلاصه چنین گفت که احکام ثابت الهی، هنگام نزول و اجرا، متأثر از بسترهای متفاوت سیاسی، اجتماعی و تاریخی، صورت­های متفاوتی به خود می­ گیرد. برای مثال، عمل به فریضه نماز، در یک جامعه مکی، متفاوت است از یک جامعه مدنی.                                                                       

در نهایت اینکه اگر کسی به احکام شرعی، توجه نماید، در حقیقت با رسول آشتی کرده و با محکمات عالم، مرتبط شده و از تقوای الهی بهره ­مند خواهد بود.

 

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:20 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

خویشاوندی با همه هستی

سوره نساء، سوره­ ای است مدنی با 176 آیه، بنابراین برای درک بهتر آیات آن، باید در مرحله اول دو نکته را مدنظر داشته باشیم: اول آنکه باید به فضایی که سوره در آن نازل شده، آگاهی داشت و در قرائت آیات، آن فضا را  در نظر داشت. دوم آنکه در قرائت سوره­ های بلند، بهتر است روشمند وارد سوره شد. مثلاً در سوره نساء، می­ توان با استفاده از نقشه ساختار وجودی جامعه، آیات را تحلیل کرد و یا می­ توان با محوریت قرار دادن موضوعی مانند اطاعت و عدم اطاعت(معصیت)، تمام آیات را تحلیل کرد و یا با در نظر گرفتن آیه اول به عنوان آیه محوری، سایر آیات را بررسی کرد و به غرض سوره دست یافت. از آنجا که در سوره نساء، همه آیات سوره، در شرح آیه اول آمده است، در ادامه کلاس، از همین روش استفاده شد. این سوره با خطاب یا ایها الناس آغاز شده است و به همین خاطر، می­ توان گفت مضامینش برای همه انسانها با هر دین و فرهنگ و قومیتی مورد استفاده است و به اصطلاح استاد، سوره­ ای بین المللی است؛ در حالی که در آیاتی که با خطاب یا ایها الذین آمنوا آمده است، شرایط، متفاوت است و دایره مخاطبین، محدودتر است. در قرائت آیه اول و طبعاً در قرائت سایر آیات، باید سه ساختار را در نظر گرفت: ساختار هستی و آفرینش، ساختار وجودی انسان و ساختار وجودی جامعه. نکته قابل توجه آنکه این سه ساختار با هم منطبق هستند و محور متصل کننده این سه ساختار، رسول است(حبل الله المتین). این انطباق ساختارها، یک سیستم مراقبت ویژه به وجود آورده است که در آیه اول نیز به آن اشاره شده است. ان الله علیکم رقیبا.

نکته زیبایی که در آیه اول به آن اشاره شده، خویشاوندی انسان با همه هستی است. همه ما از یک نفس واحده آفریده شده­ایم، پس با هم خویشاوندیم. این سوره دایره دغدغه مندی انسان را تا حد همه هستی گسترش می­ دهد و این زیباست والحمد لله رب العالمین.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:18 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

همسفری با سوره همزه

این هفته، اذن دخول سوره مبارکه همزه را در حالی خواندیم که سالروز ازدواج مبارک امیرالمؤمنین علیه السلام با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بود و به همین مناسبت، توقع ما از کرامت این سوره مبارکه بیشتر شده بود.

بحث، ابتدا از نوع قرائت آیه اول و دوم آغاز شد. این دو آیه را می توان به دو صورت متفاوت قرائت کرد.

یعنی هم می توان طوری قرائت کرد که الذی در آیه دوم در مقام بیان برای آیه اول قرار گیرد و هم می توان طوری قرائت کرد که این واژه، در مقام صفت برای آیه اول قرار گیرد و جالب آنکه در ادبیات قرآنی، اگر یک عبارت را بتوان به چند صورت متفاوت خواند، همه آنها، صحیح می باشد و اگر اینگونه نبود، خود قرآن کریم، باید به این آیات تخصیص می­ زد، به گونه ای که غرض اصلی از آیات، قابل فهم باشد. باید توجه داشت که این موقعیت ها در قرآن، موقعیت­های تفکری است و باید به وسیله آنها، تفکر را فعال ساخت.

پس از این بحث، سوره مبارکه همزه، دست ما را گرفت و برد به سوره های دیگر قرآن و آنها را برای ما تلاوت فرمود.

قرائت سوره های دیگر قرآن از منظر سوره همزه، بسیار تأمل برانگیز و آموزنده بود. سوره همزه ما را با خود برد به دیار سوره احزاب و به ما گفت که چگونه اطرافیان پیامبر صلی الله علیه و آله ایشان را همز و لمز می­ کردند و به وسیله طعنه ها و تهمت­ هایی که به خانواده ایشان می­ زدند، قلب ایشان را مورد آزار قرار می­ دادند. سوره همزه، ما را با خود برد به دیار سوره قلم و به ما گفت که تسبیح چه نقش مهمی در دوری از همز و لمز دارد. سوره مبارکه همزه ما را با خود برد به دیار سوره عصر و به ما گفت که مؤمن کسی است که در مقابل همز و لمز، تواصی به حق و تواصی به صبر داشته باشد و مقاوم باشد و نشکند.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:15 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هجدهم اسفند 1390

نقشه درونت را قرائت کن!

این هفته کلاس شنبه صبح، به گونه ای متفاوت آغاز گردید و آن هم طرح یک مسئله­ ی هستی شناسانه و ارتباط آن با انسان و رفتارهای اجتماعی او بود. به طور خلاصه می­ توان گفت:

الف) هر موجودی از زمانی که جریان هستی بر او جاری می شود، از یک نقشه جامع رشد، برخوردار می شود که تمامی مراحل رشد و تکامل در آن نقشه، تعبیه شده است. تعبیر قرآن از این نقشه جامع، کلمه ذکر است.

ب) امکان رجوع این نقشه، و بازخوانی آن، به همه موجودات داده شده است.

ج)همه موجودات این امکان را دارند که نقشه درونی خود را به موجودی مثل خود انتقال دهند. فرآیند تولید مثل در موجودات مصداقی از این انتقال نقشه از موجودی به موجود دیگر است.

دنبال کردن این بحث هستی شناسانه در مراحل رشد و تکامل انسان بسیار جالب و شگفت انگیز خواهد بود، چرا که انسان خلیفه الله است و از نقشه جماد تا ملک در وجود او طراحی شده است. رشد هر انسانی بستگی به میزان سواد خواندن نقشه درونی اش دارد. اگر این سواد در سطح پایین و حیوانی بماند، نتیجه آن سجین خواهد بود و اگر این سواد ارتقا پیدا کند و انسان بتواند سطوح عالی نقشه درونی اش را بخواند که همان اسمای الهی است، به علیین دست پیدا می کند. قرآن حکیم، همان نقشه جامع مکتوبی است که انسان را به ساحت خلیفه اللهی می رساند و آشنایی با ساختار وجودی انسان، آشنایی با روش خواندن این نقشه است. تزکیه به معنای بالا بردن قدرت قرائت این نقشه است و هر چه انسان در مراتب رشدش پیشرفت کند، امکان دست یابی به نقشه های طراحی شده بیشتری را در وجودش پیدا می کند، اما در این میان، نقش شیطان این است که آدرس های اشتباه از این نقشه به انسان بدهد و این گونه عمل زشت انسان را برایش زینت دهد. بنابراین انسان باید با تزکیه، قدرت قرائت خود را بالا برده و با مکر شیطان مقابله کند.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 6:14 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

سه شنبه نهم اسفند 1390

شیرین تر از عسل 4

به زنبور عسل نگاه کن!

در آرامش کامل، با خونسردی، بدون نگرانی،

تمام تمرکزش را صرف تولید عسل می کند.

نگران آینده نیست که نکند عسل های تولیدی، مصرف کننده نداشته باشد.

عسل تولید می کند، چرا که وظیفه اش تولید عسل است.

نگران این همه کارخانه تولید چیپس و پفک هم نیست.

نگران این همه تبلیغات رسانه ای که از چیپس و پفک هم می شود، نیست

نگران تغییر ذائقه مصرف کنندگان هم نیست.

تمام همّ و غمش، فقط و فقط تولید عسل است.

بدون توجه به این همه خوردنی های رنگارنگ و فریبنده...

*

تو عسلت را تولید کن!

نگران مخاطب نباش!

عسل شفاست...

مطابق فطرت انسانی است....

بنابراین همیشه مخاطب دارد.

اگرچه مخاطبش دیر بفهمد که شفایش در عسل است....

*

*

پروردگارا! فارغم ساز مرا برای تولید آن عسلی که به خاطرش  خلقم کردی.

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 9:19 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هفتم اسفند 1390

فىِ بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ

سوره مبارکه نساء به من آموخت

که برای رسیدن به او

می توان به جای چله نشینی و خلوت گزینی

در بیت، بیتوته کرد!

حیات مؤمنانه در بیت

راهی به سوی آسمان است.

ای صاحب سوره نساء

به حق آیات سوره نساء

شفیع ما باش در روز جزاء

و پیوندمان ده با خیر النساء


ادامه مطلب
برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 9:40 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

شنبه ششم اسفند 1390

ادعونی، استجب لکم

دوستت  دارم!

زیرا که هر چه خواسته ام، داده ای!

نه آنگونه که من خواسته ام!

آنگونه که خودت خواسته ای!

*

و این دادنت را از روی حکمت دوست می دارم!

و ندادن های از روی حکمتت که برایم عین دادن است....

*

دوستت می دارم!

زیرا که هرچه می خواهم، می دهی!

نه آنگونه که من خواسته ام!

آنگونه که خودت می خواهی!

*

دوستت دارم

و

می خواهمت

این بار هم

آنگونه که تو می خواهی، مرا به خودت برسان!

بخواه که آنگونه که تو می خواهی، بخواهمت!

می خواهمت!

 خداوندا، کمک مان کن عزم و همت مان را به قدر طلبمان وسعت دهیم....

برافراشته شده توسط محب صراط الحمید در 10:13 بعد از ظهر |  لینک ثابت   •